آیا کامپیوترها برای معماری بد هستند؟
مایکل کیلکلی در مقاله های خود ، اغلب ارزش رایانه و اتوماسیون را ستایش می کند ، دیدگاهی که بعضاً بحث برانگیز است و طرفداران و مخالفان زیادی دارد. اما ارزش این اتوماسیون چقدر است؟ در این پست که کیلکلی در ArchSmarter منتشر کرد، دیدگاهش را درباره اینکه کامپیوترها برای چه چیزهایی می توانند مفید باشند توضیح می دهد – و مهمتر از آن، به مواردی که رایانه ها از انجامش عاجز هستند می پردازد.
آیا کامپیوترها برای معماری بد هستند؟
مایکل کیلکلی در ArchSmarter مطالب زیادی درباره فناوری دیجیتال و اتوماسیون نوشته است.اما او می گوید: “در اعماق وجودم ، یک میل باطنی برای هر چیز آنالوگ دارم. من هنوز هم مدل های فیزیکی می سازم. من همه جا یک دفترچه Moleskine به همراه دارم. من همچنین به تازگی یک دستگاه پخش کننده صفحه ی موسیقی خریداری کرده ام .
من می توانم از طریق Spotify به هر نوع موسیقی گوش دهم. دنیای موسیقی به معنای واقعی کلمه در نوک انگشتان من است. آهنگ هایی که دوست دارم تغییری نکرده، اما نحوه گوش دادن به موسیقی تغییر کرده است. قبلا مجبور بودم آهنگ را به صورت فیزیکی در اختیار داشته باشم، باید آن را به صورت دستی روی صفحه می گذاشتم. این روند از انتخاب لیست پخش در Spotify بسیار سخت تر است. اما در عین حال، لطف خود را دارد.
این جدایی بین دنیای آنالوگ و دیجیتال برای من بسیار جالب بود. در کتاب جدید نیکولاس کار خواندم : فرض این است که اگرچه فناوری دیجیتال از نظر کارایی و راحتی چیزهای زیادی به ما می دهد ، اما چیزهای بیشتری از ما می گیرد. استفاده روزافزون از اتوماسیون ، ما را از ویژگی اساسی انسان دور می کند. این ویژگی، همان پیوند بین دست و ذهن ماست. او در کتاب می نویسد: “اتوماسیون پیوند بین ابزار و کاربر را ضعیف می کند؛ نه به دلیل پیچیده بودن سیستم های کنترل شده توسط رایانه بلکه به این دلیل که کنترل کمی از ما طلب می کنند.”
پس آیا کامپیوترها برای معماری بد هستند؟ CARR یک فصل کامل از کتاب را به این سوال اختصاص داده است. شکی نیست که رایانه ها در معماری بسیار ضروری شده اند. نرم افزار های BIM و CAD باعث کارآیی شرکت ها شده و روند ساخت را تسریع کرده است. فکر نمی کنم کسی بخواهد به روزهای کار دستی و دستگاه های خط آبی آمونیاک برگردد.
با این وجود ، چه اتفاقی می افتد که برای روند طراحی، کنترل بیشتری به کامپیوتر بدهیم؟ همانطور که CARR اظهار داشت : “… سرعت و دقت کامپیوتر، ممکن است روند پرزحمت اکتشاف را که منجر به الهام بخش ترین و معنی دارترین طراحی ها می شود ، کوتاه کند.”
نظر من این است که داده های بیشتری را در روند طراحی بگنجانم. با این حال ، در چه مرحله ای ماشین و داده ها فرایند طراحی را بر عهده می گیرند؟ وقتی فرآیند برای بهینه سازی طرح ریزی شود ، چه کسی واقعاً برنده می شود؟ آیا وقتی الگوریتمی کارآمدترین شکل را تعیین می کند ، ساختمانهای بهتر ، شهرها و کلان شهرهای بهتری داریم؟ همانطور که CARR در کتاب “قفس شیشه ای” هشدار می دهد ، خطر این است که طراحان و معماران این کار را انجام دهند و تمام کارها را به رایانه بسپارند”
همان طور که پخش کننده ی صفحه ی موسیقی جدید من، به لذت شنیدن موسیقی را افزایش داذه است ، من به حفظ مشکلات آنالوگ در روند طراحی اعتقاد دارم. با این اوصاف ، من زمانی کاملا طرفدار اتوماسیون هستم که کار خسته کننده و کم ارزشی را از روالکاری ما حذف کند. به عنوان مثال با شماره گذاری مجدد ورق ها در فایل های Revit کار خلاقانه ای رخ نمی دهد. اما کارهای فکری ، چیزهای خوب ، باید در حیطه اختیارات متخصص باقی بماند.
طراحی فعالیت مهمی است که نمی توان آن را به فرایند الگوریتمی تقلیل داد . همانطور که CARR در کتاب قفس شیشه ای اظهار داشت ، “وقتی اتوماسیون ما را از کارمان دور می کند، وقتی اتوماسیون بین ما و جهان قرار می گیرد ، هنر را از زندگی ما پاک می کند”. فکر می کنم همه ما می توانیم از کمی هنر و خلاقیت بیشتر بهره مند شویم.
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.